خرید بک لینک
اشتباه کردم مثل همان دختری که اشتباه کرد و یک مار پیتون را به عنوان حیوان خانگی پرورش می داد اشتباه کردم که احساس صمیمیت بهم دست داد اشتباه کردم که فرق خودی را از غیر خودی نفهمیدم اشتباه کردم و حالا حق دارم که به اشتباهم اعتراف کنم به شرطی که حداقل این یک مورد را دیگه تکرار نکنم

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

فرمود: چیزى با فضیلت تر و بهتر از عقل، بین بندگان توزیع نشده است، (تا جائى كه) خواب عاقل افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

احساس عجیبی دارم حس میکنم که به اندازه لازم و کافی عاقل نیستم نمیتونم درک درستی از مادر یک پسر جوون بودن رو داشته باشم

اینکه خیلی راحت با دوستش توی یه کشور دیگه هم کلام میشم و وجهه ای که از یک مادر تصور میشه رو ندارم

تو برزخی قرار گرفته م مشکلم اینه که راهی جز صمیمیت اونم بی انتها بلد نیستم

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

بالاخره پا به زمین گذاشت با یک پایان بزرگ نافش رو گره زدم هنوز کلی کار داره ولی سروتهش مشخص شد و شکل گرفت مونده یه کم ویراستاری و زیبا سازی وقتی تموم شد حس میکردم مغزم له شده چشمام به صفحه مانیتور خشک

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

گاهی فکر میکنم خوش به حال گربه ها شکمشون که سیر باشه دیگه غمی ندارند نه نگرانن که بچه شون پشت در بمونه، نه یک کوه ظرف و رخت نشسته دارند و نه دلشون شور میزنه که امروز دلار چنده؟ تنها تفاوتی که دلار روی

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

سه چهار روز گذشته رو تو بیمارستان بستری بودم یکشنبه صبح که صدرا رو برای باز کردن گچ دستش به بیمارستان میبردیم حال و روز خوبی نداشتم شکم درد شدید به اضافه خشکی عضلات یه آدم آهنی ازم ساخته بود که به خ

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

اون قدیم قدیم ها، وقتی بچه بودم ، از دست عموها و عمه هام که اشکشون دم مشکشون بود و دائم برای هر فیلم و خبری چشمشون خیس میشد لجم می گرفت. میگفتم باز عمو داره سقفو نگاه میکنه تا اشکش رو نبینیم. یا باز ع

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

همیشه دوست داشتم کویر رو ببینم و روی ماسه های داغش با پای برهنه راه برم و با انرژی قوی و کهنش ارتباط برقرار کنم. همیشه دوست داشتم آسمان پرستاره کویر رو تماشا کنم ستاره هایی به نزدیکی پولک لحاف های قد

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

یه شبایی شروع که می شه دیگه قطع نمیشه . یکی دو راه حل هم بیشتر نداره . یا باید دستات رو بگذاری روی گوشت و محکم فشار بدی تا سروصداشون رو نشنوی یا صدای تلویزیون رو انقدر بالا ببری تا متوجه جیغ و دادشون

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

به صدای بارون پشت پنجره گوش میدم و سیر اتفاقات روز گذشته مثل قطاری از جلوی چشمام میگذره. اجرای برنامه ای شتابزده در کمترین فرصت و پایینترین پشتیبانی توسط گروهی نیمه حرفه ای هفته ای که گذشت از پراستر

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 17:50

صفحه بندی